تأثیر مدیریت دانش، نوآوری و فناوری

مقدمه‎ای بر کتاب مدیریت کلان داده‎ها
ژوئن 11, 2019
تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدیریت
جولای 9, 2019

میانگین زمان مطالعه: 3 دقیقه

مجموعه کتاب‌های نوآوری، فناوری و مدیریت دانش اسپرینگر در مارس ۲۰۰۸ به‌عنوان یک انجمن فکری و “تریبون” علمی برای ایده‌های جهانی و محلی بین‌رشته‌ای، بین دولتی، دولتی و خصوصی و ایده‌های رهبری، نظریه‌ها و دیدگاه‌های مرتبط به این موضوعات به بازار ارائه شد.

این مجموعه کتاب با مجله اسپرینگر اقتصاد دانش همراه شده است که در سال ۲۰۰۹ با مدیریت همان سرمقاله راه‌اندازی شد. این مجموعه دیدگاه‌های تحریک‌آمیز که از «عقل متعارف» فعلی انشعاب پیدا می‌کنند و به‌درستی مبتنی بر نظریه و عمل هستند در کنار مفاهیم رقابت قوی، کارآفرینی پایدار و سرمایه‌داری دموکراتیک، در مرکزیت فلسفه و اهداف خود قرار می‌دهد. به‌طور خاص، هدف این مجموعه، نشان دادن تحقیقات و اعمال نوظهور در تقاطع پویا در این زمینه‌ها است که افراد، سازمان‌ها، صنایع، مناطق و ملل مختلف خلاقیت و اختراع را برای دستیابی به رشد و پایداری در اختیار دارند.

کتاب‌هایی که بخشی از این مجموعه هستند، تأثیر نوآوری را در سطوح “ماکرو” (اقتصاد، بازار)، “میانه” (صنایع، بنگاه‌ها) و “میکرو” (تیم‌ها، افراد)، با توجه رشته‌های مربوطه مانند علم دارایی، روانشناسی سازمانی، تحقیق و توسعه، سیاست علمی، سیستم‌های اطلاعاتی و استراتژی، با موضوع اساسی‌ای که برای اینکه نوآوری مفید باشد، باید شامل اشتراک و استفاده از دانش باشد، بررسی می‌کنند.

“حالت ۳” روش سیستم برای ایجاد، انتشار و استفاده از دانش:

“حالت ۳” یک رویکرد سیستمی چندجانبه، چندمنظوره و چند سطحی برای مفهوم‌سازی، طراحی و مدیریت ماهیت‌های واقعی و مجازی، “دانش سهام” و “جریان دانش” است که ایجاد، انتشار، به اشتراک‌گذاری، جذب و استفاده از دارایی‌های تخصصی را تسهیل، تسریع و از آن‌ها حمایت می‌کند. “حالت ۳” مبتنی بر چشم‌انداز سیستمی – نظری روندهای اجتماعی- اقتصادی، سیاسی، تکنولوژیک و فرهنگی است که موجب همبستگی دانش با اقتصاد مبتنی بر دانش و دانش مبتنی بر اقتصاد و جامعه محلی می‌شود.

مارپیچ چهارگانه:

مارپیچ چهارگانه در این زمینه به معنی افزودن چهارمین مارپیچ به مارپیچ سه گانه دولت، دانشگاه و صنعت است که ما آن را “جامعه مبتنی بر رسانه و فرهنگ” نامیده‌ایم. این چهارمین مارپیچ با “رسانه”، “صنایع خلاق”، “فرهنگ”، “ارزش‌ها”، “شیوه زندگی”، “هنر” و همچنین شاید مفهوم “کلاس خلاق” در ارتباط است.

شبکه‌های نوآوری:

شبکه‌های نوآوری زیرساخت‌ها و زیرتکنولوژی‌های واقعی و مجازی هستند که در خدمت پرورش خلاقیت قرار دارند، باعث اختراع می‌شوند و نوآوری در حوزه عمومی و یا دامنه خصوصی را تسریع می‌کنند. (برای مثال، مشارکت‌های رقابتی دولتی- دانشگاهی- صنعتی، تحقیقات عمومی و خصوصی و توسعه فناوری).

خوشه‌های دانش:

خوشه‌های دانش، توده‌هایی از علوم تخصصی مکمل و تقویت‌کننده‌ای در قالب «سهام دانش» و «جریان‌های دانش» هستند که صلاحیت‌ها و روندهای انطباق خودسازمانی، یادگیری و هدایت را درزمینۀ چشم‌انداز سیستم‌های باز نشان می‌دهند.

اکوسیستم نوآوری قرن بیست و یکم:

اکوسیستم نوآوری قرن بیست و یکم یک سیستم چند سطحی، چندمنظوره و چند عامل است. سیستم‌های تشکیل‌دهنده شامل متانتورک‌های نوآوری (شبکه‌هایی از شبکه‌های نوآوری و خوشه‌های دانش) و خوشه‌های دانشمندانه (خوشه‌هایی از شبکه‌های نوآوری و خوشه‌های دانش) به‌عنوان بلوک‌های ساختمانی‌ای هستند که طبق یک معماری خود ارجاعی یا مرتبط با هرج مرج فراکتال علمی و نوآورانه (Karayiannis 2001) سازمان‌دهی شده‌اند و به‌نوبه خود سبب انباشت سهام و جریان سرمایه انسانی، اجتماعی، فکری، مالی و همچنین مصنوعات و ماهیت‌های فرهنگی و تکنولوژیکی می‌شوند که همواره در حال تکامل، اختصاصی شدن و همکاری هستند. این شبکه‌های نوآوری و خوشه‌های دانش نیز از شکل ۴ پدید می‌آیند.

 رابطه علاقه‌مندانه جهانی:

درنهایت، مجموعه کتاب اسپرینگر به یک رابطه جهانی کامل، متشکل از اعضایی که کاملاً علاقه‌مند به دانش و نوآوری هستند اشاره دارد. همان‌طور که در بالا توضیح داده شد، رابطه جهانی می‌تواند تا حدی با جوامع هماهنگ شده باشد (“جوامع دانشگاهی”، “تصمیم گیران”)، اما درعین‌حال می‌تواند به سایر حوزه‌ها و گروه‌ها هم اشاره کند. (واشنگتن دیلی الیاس گ. کارایانیس).

 

 

شما می توانید فایل PDF کتاب را پس از ثبت نام یا ورود دریافت نمایید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *