قدرت و سیاست

رهبری
مقام رهبری
اسفند ۲, ۱۳۹۷
تعارض-مذاکره
تعارض و مذاکره
اسفند ۴, ۱۳۹۷

قدرت-سیاست

میانگین زمان مطالعه: 3 دقیقه

نیروی قدرت یکی از منابعی است که به فرد اجازه و اختیار اعمال مدیریت در سازمان را می‏‎دهد. این نیرو توان بالقوه‏‎ای است که فردی را وادار به انجام کاری می‏‎کند که شاید درصورت نبود این نیرو، فرد اقدام به انجام آن کار نمی‏‎کرد.

قدرت و رهبری هردو برای رسیدن به اهداف مورد استفاده قرار می‎‏گیرند. با این وجود برخلاف رهبری در قدرت تنها عامل وابستگی مطرح است و سازگاری با هدف الزامی نیست. همچنین در قدرت برخلاف رهبری، اعمال نیرو علاوه بر بالا به پایین، در سطح افقی و حتی به سمت بالا نیز صورت می‏‌گیرد.

پایگاه‎های قدرت

برای نخستین بار دو پژوهشگر با نام‏‌های فرنچ و ریون به شرح پایگاه‌‏های قدرت پرداختند و نتیجه کارشان معرفی پنج پایگاه اصلی بود. نخستین پایگاه زور است، قدرت مبتنی بر پاداش دومین پایگاه محسوب می‎شود. قدرت مبتنی بر تخصص و نیز قدرت قانون و مرجع به ترتیب پایگاه‎های سوم تا پنجم را شکل می‎دهند.

یک نکته کلیدی در رابطه با این نیرو که باید به آن توجه داشت، نشأت گرفتن آن از وابستگی است. هرچه وابستگی بیشتر باشد قدرت فرد نیز افزایش می‎‏یابد. اما وابستگی نیز نتیجه در اختیار داشتن منبعی کم‏یاب است که فرد یا افراد دیگر به آن نیاز دارند، ماننده داشتن توانایی بازاریابی مناسب در جهت رفع عدم اطمینان یک شرکت تولیدی برای فروش.

اعمال سیاست در سازمان

داشتن منبع قدرت باعث ایجاد توانایی اعمال نفوذ و کسب مزایای بیشتر می‏‎شود. هرگاه این نیرو با عمل همراه شود، آن فرد را سیاستمدار می‏‎نامند. آن کس که از مهارت‏‎ های سیاسی خوبی برخوردار باشد، می‏‎تواند پایگاه‎‏های قدرت خود را به شیوه مؤثرتری بکار گیرد.

معمولاً اکثر منابع سازمان‏‎ها محدود هستند و تخصیص این منابع محدود نیازمند تحلیل و تفسیر است. اینجاست که جایگاه سیاست در سازمان مشخص می ‎شود چراکه بیشتر تصمیمات در سازمان‏‎ها در جوی از ابهام صورت می‎‏گیرد. پژوهش‏گران دو دسته از عوامل را در بروز رفتار سیاسی فرد در یک سازمان مؤثر می ‎‏دانند: اول ویژگی‎‏های فردی و دوم عوامل سازمانی. به طور کل هرچه فرد علاقه‏‎ی بیشتری به قدرت، آزای، مقام اداری و… داشته باشد رفتار سیاسی بیشتری از خود بروز می‎‏دهد.

همچنین برخی از فرهنگ‏‎های حاکم بر سازمان ماننده کاهش منابع انسانی، مشخص نبودن سیستم ارزیابی و … نیز در بروز و یا تقویت رفتار سیاسی کارکنان مؤثر است.

منظور از رفتار سیاسی در سازمان چیست؟

منظور از رفتارهای سیاسی در سازمان، آن دسته از فعالیت‏‎هایی است که به عنوان بخش رسمی در یک سازمان ضرورت ندارند اما در توزیع مزایا و کاستی‎‏های درون سازمان اعمال نفوذ می‏‎کنند. یکی از رفتارهای سیاسی، تسخیر احساسات است که فرد سعی دارد احساسات دیگران را نسبت به خود جلب کند.

این کار مخصوصاً در مصاحبه‏‎های کاری می‏‎تواند مؤثر باشد و نظر طرف مقابل را به خود جلب کند. برای این منظور شیوه‏‎های مختلفی بیان شده است که بیشتر حول رفتاری است که شخص به صورت گفتاری ابراز می‏‎کند. شیوه‏‎هایی ماننده: وصف خویش، جلب نظر دیگران، توجیه کردن، عذر خواهی کردن و… .

در رفتارهای سیاسی مرز مشخصی میان رفتارهای اخلاقی و غیر اخلاقی وجود ندارد با این حال می‏‎توان با طرح پرسش‏‎هایی ماننده اینکه آیا این رفتار معقول و منصفانه است؟ یا اینکه آیا به حقوق دیگر افراد نیز احترام گذاشته است یا خیر؟ تا حدودی از بروز رفتارهای غیر اخلاقی جلوگیری کرد.

یک مدیر در سازمان برای آنکه کارها مطابق میل او انجام گیرند، نیاز به نیروی قدرت دارد و باید همواره با افزایش میزان وابستگی، این نیرو را افزایش دهد. البته باید به این نکته مهم توجه داشته باشد که قدرت یک مسیر دو طرفه است و دیگران بویژه زیردستان سعی در کسب مقام‏‎های بالاتر  و کسب قدرت بیشتر دارند. در نتیجه همیشه در این میان یک مبارزه دایمی وجود دارد.

در انتها توصیه می‎شود تا با مطالعه پاورپوینت این فصل توضیحات کامل‎تری را در رابطه با مطالب مطرح شده مطالعه بفرمایید.

شما می توانید فایل PDF این مقاله را پس از ثبت نام یا ورود دریافت نمایید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 4 =