استارتر – مدیریت استراتژیک
اسفند 7, 1397
کلیات مدیریت استراتژیک
کلیات مدیریت استراتژیک
اسفند 7, 1397

فرهنگ

میانگین زمان مطالعه: 3 دقیقه

فرهنگ را مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعهٔ خویش فرا می‌ گیرد تعریف می‌کنند. فرهنگ هر چیزی است که افراد آن را یاد می‏‎گیرند، به نسل‎ها بعد انتقال می‎دهند و با آن زندگی می‎کنند.

مقصود از فرهنگ ‎سازمانی، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین موضوع منجر به تفکیک دو سازمان از یکدیگر می‏‎ شود. ویژگی ‏‎های اصلی تشکیل دهنده یک فرهنگ ‎سازمانی را می‎توان خلاقیت، خطر پذیری، توجه به جزییات، توجه به نتیجه، توجه به افراد، تشکیل تیم، تحول و ثبات یا پایداری در سازمان دانست.

فرهنگ یک واژه توصیفی است و به شیو ه‏ایی اطلاق می‏‎شود که اعضای سازمان درباره ویژگی‎‏های آن می‏‎اندیشند، فارغ از اینکه آن ویژگی‏‎ها را دارند یا خیر. این موضوع که “فرهنگ سازمان دارای ویژگی‏‎های عمومی است” بیانگر آن است که در سازمان‏‎ها یک فرهنگ حاکم است که در آن تعدادی فرهنگ‏‎ فرعی یا زیر مجموعه فرهنگی نیز وجود دارد.

فرهنگ ‎سازمانی که تأثیرگذاری شدیدی بر روی اعضای سازمان داشته باشد را یک فرهنگ قوی می‎نامند. این موضوع باعث می‎‏شود تا جابجایی کارکنان کاهش یابد و ارزش‎‏های سازمانی به مقیاس وسیع‏‎تر مورد پذیرش همگان قرار گیرد. همچنین یک فرهنگ قوی در سازمان باعث می‎شود تا اعضای سازمان تعهدات بیشتری را قبول کنند.

حاکم بودن یک فرهنگ در سازمان، مرز مشخصی را برای سازمان تعیین می‎‏کند و نوعی احساس هویت را به سازمان تزریق می‎‏کند. این موضوع باعث می‏‎شود تا در افراد نوعی تعهد ایجاد شود و موجب ثبات سیستم و پایداری آن ‎‏گردد. فرهنگ می‎‏تواند به عنوان یک عامل کنترلی به حساب آید که موجب بوجود آمدن یا شکل دادن به نگرش‎‏ها و رفتار کارکنان می‎‏شود.

پیدایش یک فرهنگ در سازمان چگونه است؟

منبع اصلی پیدایش فرهنگ‎ سازمانی بنیان‎گذاران آن سازمان و نتیجه تعامل یا تقابل تعصبات و اصول مورد قبول آنان است. همچنین آنچه اعضای سازمان در بدو ورود می‎‏آموزند و نیز آنچه بعداً خواهند آموخت را هم از دیگر علل پیدایش آن دانسته‎اند. برای حفظ و نگهداری این فرهنگ در سازمان سه عامل اساسی را باید در نظر گرفت که اولین آن‏‎ها شیوه گزینش اعضای جدید در سازمان است. عامل بعدی اقدامات مدیریت عالی در سازمان است که بر فرهنگ‎ سازمانی اثرات بسیاری دارد. سومین عامل و مهم‎تری آن، جامعه‎پذیری است. مهم‎‏ترین مسأله در ارتباط با فرهنگ‎ سازمانی، این است که افراد در سازمان با آن خو بگیرند و آن را رعایت نمایند.

برای جامعه‎پذیر بودن فرهنگ در سازمان، باید در سه مرحله و در ارتباط با عضو تازه ورود به سازمان اقدام شود: اول در مرحله پیش از ورود و دوم در مرحله رویارویی. سومین مرحله دگر دیسی یا تحول جامع است که در آن تغییرات نسبتاً دایمی صورت می‏‎گیرد. اگر مرحله سوم به صورت موفقیت‎آمیز انجام شود، بر بازدهی و تعهد فرد به سازمان تاثیرات بسیاری خواهد گذاشت و میل به رفتن او را از سازمان کاهش می‎‏دهد. اما با این حال هر سه مرحله در تعهد و میزان تولید فرد و نیز تمایل او به عدم ترک سازمان، اثرات شدیدی می‎‏گذارد.

شیوه‎های دیگر آشنایی با فرهنگ سازمانی

با وجود این مراحل شیوه‏‌های مختلفی برای آشنا کرد یک عضو تازه وارد به سازمان، با فرهنگ حاکم بر سازمان وجود دارد. شیوه‏‎هایی رسمی یا غیررسمی که عبارتند از: فرد با آمادگی فرهنگی قبلی در جایگاه خود در سازمان مستقر می‎‏شود یا خیر، برنامه انفرادی برای او به اجرا درآید یا برنامه جمعی، مدیریت درپی تایید هویت تازه وارد است یا تکذیب آن، فرد در دوره‏‎های زمانی ثابت با فرهنگ آشنا شود یا دوره‏‎های متغییر و اینکه آشنایی او با فرهنگ سازمان با راهنمایی باشد یا بدون راهنمایی.

فرهنگ سازمانی را با شیوه‏‎هایی که بیان شد می‏‎توان به شکل‏‎های مختلفی برای اعضای تازه وارد نقل کرد که از مهم‏‎ترین آن‎ها می‎توان به این موارد اشاره کرد: نقل داستان‏‎های گذشته سازمان، بیان آداب و روسوم و ارزش‎‏های حاکم بر سازمان، معرفی امتیازات ویژه‏‎ای که در سازمان حاکم هستند و در آخر استفاده از زبان رمز که در بیشتر مواقع با یادگیری این زبان رمز یا کاربرد اصلاحات خاص می‎‏توان موجب همبستگی و اتحاد اعضای سازمان شد.

در انتها این موضوع را یادآور می‎شویم که در این مقاله تنها اشاره‎ای به این موضوعات شده است و برای مطالعه بیشتر و کامل‎تر مباحث مطرح شده، نیاز است تا فایل پاورپوینت مربوط به این فصل را دانلود کنید.

 

برای بازیابی رمزعبور لطفا نام کاربری یا ایمیل خود را وارد نمایید.