فرایند کارآفرینی

انواع-کارآفرینی
انواع کارآفرینی
دی ۳, ۱۳۹۷
عوامل-موثر-کارآفرینی
عوامل مؤثر بر فرایند کارآفرینی
دی ۵, ۱۳۹۷

فرایند-کارآفرینی

 میانگین زمان مطالعه: 3 دقیقه

معنی لغوی فرآیند، روش ویژه انجام کار است که شامل فعالیت ‏ها و مراحل متعدد و مرتبط با هم است. از نگاه سیستمی می‌توان فرآیند را مراحلی دانست که ورودی را به خروجی تبدیل می‌کند.

فرایند کارآفرینی عبارت است از مجموعه فعالیت ‏هایی که یک کارآفرین انجام می‌دهد تا یک فعالیت کارآفرینانه به انجام برسد. این فرایند از مرحله اول یعنی شناسایی ایده و فرصت آغاز می‌شود و به مدیریت بنگاه راه ‏اندازی شده ختم می‌شود. این پروسه شامل چهار مرحله است:
۱. شناسایی و ارزیابی فرصت
۲. تدوین طرح تجاری
۳. تأمین منابع مورد نیاز
۴. اداره بنگاه تأسیس‌شده

در مرحله اول، کارآفرین باید فرصت را کشف کند، ایده پردازی کند و ایده‏ اش را مورد ارزیابی قرار دهد. معمولاً ایده شامل دو بخش است نیاز و راه‌حل. مرحله اول شناسایی نیاز است. نیازی که به آن پاسخ داده نشده است و یا کمتر به آن پرداخته شده است، این نیاز باید به گونه ‏ای باشد افراد حاضر باشند در قبال رفع آن پول پرداخت کنند. مرحله بعد شناسایی نیازی است که بتوانیم  به بهترین شکل برای آن راه ‏حل ارائه دهیم. هرچه نیاز شناسایی شده قوی ‏تر و همه‏ گیرتر باشد و راه‌حل ارائه شده، جامع ‏تر و انحصاری ‏تر، جریان تجاری‌سازی به شکل بهتری به وقوع می‏ پیوندد و درآمد بیشتری را حاصل می‌کند. البته با فرض شناسایی یک نیاز و ارائه‏ راه ‏حل نمی‏ توان اقدام به تأسیس واحد تجاری کرد. ایده شناسایی شده باید مورد ارزیابی قرار گیرد و امکان‌سنجی شود. امکان‌سنجی به ما کمک می‌کند تا بدانیم تا چه حد امکان اجرای ایده در عمل و جود دارد و در صورت اجرای آن، چه منابعی مورد نیاز است.

مرحله دوم تدوین طرح تجاری است. طرح تجاری به ما کمک می‌کند تا نتایج مرحله‏ قبل را مکتوب کرده و آن را به عنوان یک سند به تأمین‌کنندگان سرمایه و سایر افراد ارائه دهیم. همچنین طرح تجاری سندی است که چشم‏ انداز کسب‏ و کار را به ما نشان می‌دهد و امکان کنترل نتایج واقعی با نتایج پیش‌بینی‌شده را فراهم می‌کند.

فرآیند-کارآفرینی-کسب و کار

مرحله سوم، تأمین منابع مورد نیاز است. به منظور راه ‏اندازی هر کسب‏ و کاری لازم است تا منابع مورد نیاز را از قبل شناسایی کنیم. منابع لازم برای یک کسب‏ و کار به طور کلی شامل منابع انسانی، منابع مالی و منابع سرمایه ‏ای (مانند زمین و…) است که با وجود اهمیت بالای منابع انسانی در مقایسه با سایر منابع، معمولاً فراهم کردن منابع مالی از دیگر منابع دشوار است.
مرحله چهارم، راه‏ اندازی بنگاه و مدیریت بنگاه تأسیس‌شده است. کارآفرینی و مدیریت با وجود داشتن نقاط اشتراک، تفاوت ‏هایی نیز با هم دارند. کارآفرینی گام اول یک کسب ‏و کار است و با ساخت ایده و ریسک‏ پذیری همراه است، در حالی که مدیریت گام آخر است و بیشتر با اداره کردن کسب ‏و کار و استفاده بهینه از منابع و افزایش و بهره ‏وری همراه است. بسیاری از کسب‏ و کارها پس از گسترش و توسعه نیاز به استخدام یک مدیر پیدا می‌کند. در حالی که کسب ‏و کارهای کوچک و متوسط معمولاً وظیفه اداره امور و مدیریت همچنان با کارآفرین است.

در ارتباط با فرایند کارآفرینی محققین مدل‌های مختلفی را ارائه داده ‏اند از جمله مدل فرای؛ این مدل بیان می‌کند که سه گروه از عوامل در ایجاد انگیزه برای تأسیس بنگاه اقتصادی دخیل هستند: ۱. متغیر مقدم ۲. متغیر تسریع‌کننده ۳. متغیر توانبخش.

فرای، متغیر مقدم را عامل تولد کارآفرینی در یک خانواده کارآفرین می ‏داند. منظور از متغیر تسریع‌کننده حادثه یا موقعیتی است که باعث شود فرایند کارآفرینی سریع ‏تر شکل گیرد، مانند اخراج از شغل. منظور از متغیر توانبخش نیز عبارت است از اینکه فرد تنها جزیی از فرایند کارآفرینی است و جزءِ دوم فرصت‌ها و منابع هستند که در تصمیم ‏گیری برای تأسیس یک واحد تجاری بسیار با اهمیت‏ اند. مجموع این متغیرها بیان‌کننده‌ی احتمال تأسیس یک شرکت نوپا هستند.

 

شما می توانید فایل PDF این مقاله را پس از ثبت نام یا ورود دریافت نمایید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =