آشنایی با مکاتب کارآفرینی

بررسی ارزش مشتری برای شرکت‌ها و عوامل موثر بر حفظ آن
دسامبر 25, 2019
حرکات بدن، زبان دوم انسان
دسامبر 25, 2019

میانگین زمان مطالعه: 3 دقیقه

مقدمه

نظریه‌های اقتصادی با دو سؤال اساسی راجع به جامعه روبرو هستند؛ اول اینکه چگونه یک جامعه ثروت جدید ایجاد  و دوم اینکه چگونه آن را میان اعضای خود توزیع می‌کند. پاسخ به این پرسش در مقوله کارآفرینی است که یکی از سازوکارهایی است برای تضمین ایجاد و توزیع ثروت در جامعه. اولین بار ریچارد کانتیلون، در سال ۱۷۷۵ واژه کارآفرین را به ادبیات اقتصادی معرفی نمود و با گذشت زمان در ارتباط با پارامتر کارآفرینی افراد مختلف، مکاتب گوناگونی ارائه دادند و هر یک اندیشه خاص خود را به گونه‌ای در مورد مسائل اقتصادی بازتاب داده‌اند.

 

مکاتب اقتصادی کارآفرینی

گروهی از اقتصاددانان قرن  ۱۵ تا ۱۸  میلادی بر این باور بودند که هر  جامعه‌ای که در جمع آوری و اندوختن طلا و نقره موفق‌تر عمل نماید، جامعه ثروتمندتری تلقی می‌گردد. آنها تجارت خارجی را اصولی‌ترین و مؤثرترین حرفه در جمع آوری طلا و نقره می‌دانستند مکتبی که این افراد به وجود آوردند به مکتب سوداگرایان شهرت یافت. توماس‌مان در ارتباط با گنج اندوزی انگلیس از تجارت خارجی می‌گوید مقررات تجارت خارجی باید باعث شود صادرات بر واردات پیشی گیرد تا به این وسیله جریان دائمی ورود طلا ونقره تضمین شود.

آدام اسمیت بنیانگذار مکتب کلاسیک در کتاب ” ثروت ملل“ اعلام کرد که سرچشمه حقیقی ثروت هر ملتی، کار سالانه او است. در واقع او سرمایه‌داران را به عنوان بک مدیر مالک که منابع اولیه ( زمین، کار، سرمایه) را در یک مجموعه صنعتی ترکیب می‌کنند، می‌نگریست. به این ترتیب در اثر اشاعه افکار مکتب کلاسیک، سرمایه‌داری آزاد به عنوان یک نظام اقتصادی به جهان ارائه شد. در این نظام فرد در هسته مرکزی فعالیت‌های اقتصادی قرار داشته و هدف اصلی او به حداکثر رساندن منافع و رضایت خویش است.

به همین ترتیب فیزیوکرات‌ها- طبیعیون، زمین را منشأ ایجاد ثروت می‌دانستند، بنابراین از نظر آنها فعالیت کشاورزی ارجح به شمار می‌آمد و عامل اصلی ایجاد ثروت را در زراعت جستجو می‌کردند. مارکس، بنیانگذار مکتب مارکسیسم نظام سرمایه‌داری را از دید جامعه‌شناسی تعریف نمود و سپس عملکرد آن را با دید اقتصادی تحلیل کرد.

در نظام سرمایه‌داری، دو طبقه اجتماعی سرمایه‌دار و کارگر (بورژوا و پرولتاریا) وجود دارند که وظیفه اصلی این نظام، صنعتی کردن این جامعه است که به نوبه خود مسائل متعدد اقتصادی و اخلاقی را به وجود آورده است.

 

سایر مکاتب

 

مکتب نئوکلاسیک‌ها و نهائیون

مدل آنها نشان می‌دهدکه ساز و کارهای بازار به توزیع یکسان درآمد در میان عرضه کنندگان، خریداران، مالکان و کارگران منجر می‌شود؛ عرضه کنندگان به منظور تامین تقاضای جدید و بدست آورن سود بیشتر تولید را افزایش می‌دهند، افزایش تقاضا به افزایش عملیات تولید محصول منجر می‌شود و چنانچه میزان درآمد و سود عرضه کنندگان افزایش یابد، آنها کارگران بیشتری را به کار می‌گیرند که به موجب آن سطح اشتغال عمومی و میزان کلی دستمزد پرداختی افزایش می‌یابد.

دستمزدهای افزایش یافته خود را خرج  می‌کنند و صاحبان شرکت‌ها نیز سودهای افزایش یافته خود را به مصرف می‌رسانند. نتیجه این است که افزایش فروش محصول سبب افزایش درآمد عرضه‌کنندگان و کارگران می‌شود. بنابراین، سطح کلی فعالیت اقتصادی به دلیل افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات که افزایش مخارج کارگران و عرضه کنندگان را به دنبال دارد، بالا می‌رود. بسیاری از اقتصاددانان، بزرگترین ضعف نظریه نئوکلاسیک را فقدان ساز و کارهای خاص برای ایجاد تقاضای جدید می‌دانند.

مکتب سنتی اتریش – آلمان

ژوزف شومپیتر از سال ۱۹۲۵ تا سال ۱۹۳۲ استاد اقتصاد دانشگاه بُن بود و از سال ۱۹۳۲ تا سال۱۹۵۰ در دانشگاه هاروارد تدریس کرد. استدلال او این بود که نوآوری در نتیجه کارآفرینی به وجود می‌آید و به فردی نیاز دارد که ویژگی‌های غیرعادی داشته باشد، درصدد بنا نهادن یک قلمرو خصوصی باشد، برای رفع موانع، انگیزه داشته باشد و از ایجاد مهارت و به کار بستن آن در جهت کارآفرین شدن، لذت ببرد و خشنود شود.

شومپیتر معتقد است که کارآفرینان، ساز و کارهای ایجاد و توزیع ثروت در نظام سرمایه داری هستند. او این  فرآیند را ”تخریب خلاق“ می‌نامد، چرا که کارآفرینان ثروت جدید را از طریق تخریب ساختارهای موجود بازار ایجاد می‌کنند. کارآفرینان مدیران مالک شرکت‌های جدید و مستقلی هستند که نوآوری‌ها را وارد بازارهای موجود می‌کنند. چنانچه نوآوری‌های آنها تقاضا را افزایش دهد و ثروت جدید ایجاد کند، بازارهای موجود را از بین می‌برد. هنگامی‌که این گروه جدید از سهامداران، کارگران و عرضه کنندگان افزایش درآمدها را تجربه می‌کنند و گروه‌های قدیمی‌تر شاهد کاهش درآمد خود می‌شـونـد، کـارآفـرینـان ثـروت را توزیـع می‌کنند و به محض اینکه شرکت‌های کارآفرین، بزرگ و ثروتمند می‌شوند، به طعمه‌ای برای کارآفرینان جدید تبدیل می‌شوند.

برای اطلاع از سایر مکاتب کارآفرینی و بنیانگذاران آنها مانند مکتب شیکاگو، اندیشه‌های اقتصاددانان مانند جان بیتس کلارک، فرانک نایت، مکتب نوین اتریش، مکتب نهادیون و… دانلود فایل pdf   کامل این مقاله توصیه می‌شود.

 

شما می توانید فایل PDF کامل این مقاله را پس از ثبت نام یا ورود دریافت نمایید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *